امیر شاهی سبزواری
زندگینامهٔ امیر شاهی
اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری متخلص به «شاهی» با نام و نسب کاملتر «آق ملک پسر ملک جمالالدین فیروزکوهی سبزواری» (زاده ۷۸۵ هجری قمری در سبزوار - درگذشته به ۸۵۷ قمری) از شاعران دورهٔ تیموری است که در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. نسب وی به سربداران آن دیار میرسد و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید امیر سربداری بوده است. وی در سبزوار زاده شد. وی زمانی به هرات رفت و مصاحب و ندیم شاهزاده بایسنقر شد. اما این مصاحبت پایدار نبود. برخی سبب تیرگی روابط امیر شاهی و بایسنقر را، سخنان کنایهآمیز شاهزاده خطاب به امیر شاهی در شکارگاه دانسته، و گفتهاند که امیرشاهی از آن پس، از بایسنقر دوری گزید و سوگند یاد کرد که هیچ گاه خدمت سلاطین نکند. پس از آن به سبزوار بازگشت و به کشاورزی پرداخت. چندی بعد ابوالقاسم بابر وی را برای نگارگری کوشک گل افشان به استرآباد فراخواند و هم در آنجا بود که زندگانیش به پایان رسید. پیکر او را به سبزوار آوردند و در خانقاه اجدادیش در بیرون شهر به خاک سپردند. به نظر میرسد كه اشعار امیرشاهی در روزگار خود شاعر شهرت و محبوبیت فراوانی یافته، چه، بسیاری از شعرای معاصر و پس از او به تتبع اشعار وی پرداختهاند.
آثار امیر شاهی
شعرهای امیر شاهی
- شمارهٔ ۸ - استقبال از کمال خجندی — چشم تو برانداخت به می، خانه ما را
- شمارهٔ ۵ — ساقی به آب خضر نشان ده پیاله را
- شمارهٔ ۱ — ای نقش بسته نام خطت با سرشت ما
- شمارهٔ ۷ — به خود ره نیست در کوی تو مشتاقان شیدا را
- شمارهٔ ۶ — جان بهر تو در بلاست ما را
- شمارهٔ ۴ — ابر آمد و بگریست بر اطراف چمنها
- شمارهٔ ۳ — لبالب است ز خون جگر پیاله ما
- شمارهٔ ۲ - استقبال از حافظ — بیا ای از خط سبزت هزاران داغ بر دلها
- شمارهٔ ۱۳ — خرابیم، از دل ای بیرحم گهگه یاد کن ما را
- شمارهٔ ۱۱ — تلخ است بیتو صبر، دل غم فزوده را
- شمارهٔ ۱۶ — دلم گر داشت وقتی خرمیها
- شمارهٔ ۱۵ — ای در بهار حسن تو گلها و لالهها
- شمارهٔ ۹ — اشک چو پرده میدرد، خلوتیان راز را
- شمارهٔ ۱۰ — خطت که درد و داغ تو نو میکند مرا
- شمارهٔ ۱۴ — زلف تو در کمند جنون میکشد مرا
- شمارهٔ ۱۲ — بسوخت آتش عشق تو بیگناه مرا
- شمارهٔ ۲۴ — خطش به گرد عارض مهوش برآمده است
- شمارهٔ ۲۳ — تا خاک آستانه جانان مقام ماست
- شمارهٔ ۱۸ — سروی از باغ ارم سایه بر این خاک انداخت
- شمارهٔ ۱۷ — کجایی ای ز رویت لاله را ناب
- شمارهٔ ۲۱ - استقبال از سعدی — منم ز دست تو پا بسته در کمند ارادت
- شمارهٔ ۲۲ — چو سبزه ترت از برگ یاسمین برخاست
- شمارهٔ ۱۹ — خطت که سبزه بر اطراف یاسمین انداخت
- شمارهٔ ۲۰ — خطت بر لاله تر مشک چین ریخت