قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رندان باده نوش که با جام همدند
واقف ز سِر عالم و از حال آدمند
حقند اگر چه خلق نمایند خلق را
بحرند اگر چه در نظر ما چو شبنمند
دانندگان حضرت ذات و به ذات او
آئینهٔ صفات خدا و اسم اعظمند
بیشند از ملایک و پیشند از همه
گرچه کمند در خود و از هر یکی کمند
ظاهر به هر مظاهر و باطن ز عقل و وهم
آخر به صورتند و به معنی مقدمند
مستان درد خواره و رندان دردمند
وین طرفه بین که در دل ریشم چو مرهمند
باقی لایزالی و فانی لم یزل
هستند و نیستند و سخن گوی و اَبکمند
معشوق و عاشقند و می و جام و جسم و جان
از جام باز رسته و آسوده از جَمند
روح الله اند در تن مردم چو جان روان
مرده کنند زنده چو عیسی مریمند
نوشند می ز جام غم انجام ما مدام
شادی روی ساقی و از خلق بی غمند
جمعند عاشقانه و با دوست روبرو
گرچه چو زلف یار پریشان و درهمند
شمعند و روشنست که قایم ستاده اند
سروند دور نیست اگر در چمن چمند
در عاشقان به چشم حقارت نظر مکن
زیرا که نزد حضرت عزت مُکرمند
نقش نگین خاتم ختم رسالتند
نقد خزانه ملک و عین خاتمند
سلطان کاینات و غلامان سیدند
مخدوم انس و جان و سرافراز عالمند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعرارزشی و عرفانی، به توصیف رندان و همیشه بادهنوشان میپردازد. شاعر اشاره میکند که این رندان از حقیقت عالم و حال انسان آگاهند و در عین حال، ظاهری خُلقی و باطنی عمیق دارند. آنها درک دقیقی از ابعاد وجودی دارند و به عشق و عرفان مشغولاند. رندان، دردمند و مستاناند و همزمان، به رازهای عمیق زندگی آگاهند و به نوعی به جان انسانها جان میبخشند. شاعر بر اهمیت نگریستن به این رندان با احترام تأکید میکند، زیرا آنها در نزد خداوند دارای مقام و اعتبار ویژهای هستند. این شخصیتها نماد عشق حقیقی و ارتباط عمیق با خدا و جهان هستند. در نهایت، شاعر به جایگاه والای این رندان و عاشقان در عالم اشاره میکند و تأکید میکند که آنها افلاکی و گرانقدرند.