نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر

اگر از جان شدی عاشق بگو صلوات پیغمبر

دل خود را منور کن جهانی پر ز عنبر کن

دهان پر شهد و شکر کن بگو صلوات پیغمبر

اگر تو امت اوئی رضای او به جان جوئی

چو ما شاید اگر گوئی بگو صلوات پیغمبر

خرد بویش به جان بوید ملک مهرش به دل جوید

خدا صلوات او گوید بگو صلوات پیغمبر

به عرش و فرش ، انس و جان دعای او کنند از جان

کریمانه تو در کرمان بگو صلوات پیغمبر

ز آتش گر امان خواهی حیات جاودان خواهی

بهشت و حوریان خواهی بگو صلوات پیغمبر

بیا و بندهٔ شه شو حریف نعمت الله شو

ز حال خویش آگه شو بگو صلوات پیغمبر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به گفتن «صلوات» بر پیغمبر اسلام است. شاعر از مومنان می‌خواهد تا با محبت و عشق به پیامبر، دل خود را نورانی کنند و از خداوند بخواهند که بر پیامبر صلوات فرستد. او اشاره می‌کند که گفتن صلوات موجب رضایت خدا و دریافت نعمت‌های الهی می‌شود، و همچنین بهشتی و جاودانگی را برای انسان به همراه دارد. در نهایت، شاعر مومنان را به نزدیکی به خدا و معارف الهی دعوت می‌کند.