غزل شمارهٔ ۱۰۳۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
نقش خیال رویش دیشب به خواب دیدم
مه را به شب توان دید من آفتاب دیدم
هر سو که دید دیده دریای بیکران دید
روشن چو نور دیده ماهی در آب دیدم
جام جهان نمائی است هر شاهدی که بینم
جامی چنین لطیفی پر از شراب دیدم
در گوشه خرابات عمری طواف کردم
ساقی بزم رندان مست و خراب دیدم
هر صورتی که دیدم معنی نمود در آن
معنی و صورت آن ، آب و حباب دیدم
گنجی که بود پنهان پیدا شدست بر من
سری که درحجابست من بی حجاب دیدم
از نور نعمت الله عالم شده منور
روشن ببین که نورش در شیخ و شاب دیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در خواب دیشب، تصاویری زیبا و معانی عمیق را مشاهده کرده است. او به زیباییهای طبیعت اشاره میکند و ماه و دریا را میبیند. همچنین از جام جهاننما سخن میگوید که پر از زیبایی و شادی است. در گوشهای از خرابات، او شاهد رندی و مستی است. هر تصویری که میبیند، معنایی خاص دارد و در نهایت به گنجی که پنهان بوده، اشاره میکند که اکنون پیدا شده است. شاعر به نور رحمت الهی اشاره میکند که در میان پیران و جوانان آشکار است.