غزل شمارهٔ ۱۱۲۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ما خدا چون شما نمی طلبیم
یعنی از خود جدا نمی طلبیم
هر کسی طالبست چیزی را
ما به غیر از خدا نمی طلبیم
جان و دل را فدای او کردیم
وز جنابش جزا نمی طلبیم
مبتلای بلای او گشتیم
بوالعجب جز بلا نمی طلبیم
گرچه داریم درد دل لیکن
درد دل را دوا نمی طلبیم
کشتهٔ عشق او شدیم ولیک
ما از او خونبها نمی طلبیم
عین مطلوب گشته ای سید
زان سبب غیر ما نمی طلبیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و تعلق عمیق شاعر به خداوند است. شاعر میگوید که او و دیگر عارفان تنها خواستار خدا هستند و هیچ چیز دیگری جز او را نمیطلبند. آنها جان و دلشان را فدای خدا کردهاند و از او پاداشی نمیخواهند. حتی در سختیها و بلایای زندگی، جز بلای عشق خدا چیزی نمیطلبند و اگرچه دردی دارند، درمان آن را نمیخواهند. شاعر به این نتیجه میرسد که عشق به خداوند برایش به قدری ارزشمند است که حتی در مرگ عشقش نیز به دنبال جبران و خونبها نیست. در نهایت، او از غیر خدا هیچ چیز نمیخواهد و تنها او را مطلوب خود میداند.