غزل شمارهٔ ۱۱۲۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ما اگر شاه اگر گدا باشیم
در همه حال با خدا باشیم
جمله اسما به ذوق می خوانیم
از مسما کجا جدا باشیم
موج و بحریم و عین ما آبست
ما در این بحر آشنا باشیم
دردمندیم و درد می نوشیم
دائما همدم دوا باشیم
غیر او دیگری نمی دانیم
عاشق غیر او کجا باشیم
در خرابات رند سرمستیم
این چنین بوده ایم تا باشیم
ما چو باشیم بندهٔ سید
بندهٔ دیگری کجا باشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ارتباط عمیق انسان با خداوند است. شاعر میگوید که مهم نیست در چه شرایطی هستیم (چه شاه باشیم یا گدا)، باید همیشه با خداوند همراه باشیم. او اشاره میکند که همه نامها را با عشق و لذت میخوانیم و نمیتوانیم از واقعیت خدا جدا شویم. همچنین، توصیف میکند که ما مانند آب در دریا هستیم و در این ارتباط، درد و رنج را میپذیریم و همواره با دارو (عشق و کمک خدا) همراه بودهایم. در نهایت، او بر این باور است که عشق به غیر خداوند ممکن نیست و ما باید همواره بنده خداوند باشیم.