غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول فعولن
ما با تو به جز یاری داریم نداریم
جز عشق نکوکاری داریم نداریم
جز دولت درویشی جوییم نجوییم
سودای جهانداری داریم نداریم
چون ساغر می در دور مستانه همی گردیم
جز میل به میخواری داریم نداریم
جز دُردی درد دل نوشیم ننوشیم
جز ناله و جز زاری داریم نداریم
یاریم ز جان و دل با سید سرمستان
با یار دگر یاری داریم نداریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس آزادی و بینیازی از دنیای مادی است. شاعر میگوید که تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، یاری و عشق است و به جز اینها هیچ چیز دیگری نمیخواهد. او به میخواری و سرمستی اشاره میکند و از درد دل و زاریهای عاطفی سخن میگوید. در نهایت، او عشق و یاری را با دیگر یارانش اهمیت میدهد و به درویشی و آرامش درونی معرفی میکند.