نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیم

سر اندازیم در پایش بپا انداز جانبازیم

خیال نقش روی او همیشه در نظر داریم

نمی بینیم جز رویش به غیر او نپردازیم

میان ما و او سریست غیر ما نمی داند

رقیبان غافلند از ما که چون محرم رازیم

اگر جانان بفرماید که جان و تن براندازیم

به جان او که این هر دو حجاب از رو بر اندازیم

نگار نازنین ما اگر نازی کند باری

نیازاریم ما ازجان به پیش ناز او نازیم

در آ در بحر ما با ما که ما موجیم و او دریا

به عینه ما یکی باشیم به اسم و رسم می نازیم

بیا ای سید مستان که ما رندان خوش باشیم

بیاور ساغر پر می که با وی نیک دمسازیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به عشق و محبت عمیق خود نسبت به معشوق اشاره می‌کند. او از آمادگی خود برای فدای جان و تن در راه عشق سخن می‌گوید و بر این باور است که هیچ چیزی جز عشق به معشوق در زندگی‌اش اهمیت ندارد. شاعر همچنین به اتحاد و نزدیکی خود و معشوق اشاره می‌کند و این که هر دو به نوعی یکی هستند. در پایان، دعوت می‌کند تا با هم در شادی و میگساری فرقی نگذارند و لحظاتی زیبا را به اشتراک بگذارند.