غزل شمارهٔ ۱۲۱۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عاشقانه عشقبازی می کنیم
تا نپنداری که بازی می کنیم
خان و مان عقل ویران کرده ایم
سرخوشیم و ترکتازی می کنیم
در پی کفر حقیقی می رویم
ترک اسلام مجازی می کنیم
کشتهٔ عشق و شهید حضرتیم
آفرین بر دست غازی می کنیم
ما به آب دیدهٔ ساغر مدام
خرقهٔ خود را نمازی می کنیم
هرچه می بینیم چون معشوق ماست
عاشقانه دل نوازی می کنیم
سیدیم و بندهٔ محمود خویش
بر در سلطان ایازی می کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف یک عشق عمیق و خالص میپردازد که فراتر از بازی و ظاهر است. شاعر از تخریب عقل و سرخوشی ناشی از عشق سخن میگوید و به دنبال حقیقت و کفر واقعی است. با بیان اینکه عاشق و شهید عشق میباشند، به پیوند عمیق و والای خود با معشوق اشاره میکند. در نهایت، عشق را به گونهای توصیف میکند که همه چیز را زیبا و دلنواز میسازد و خود را بنده و خادم عشق میداند.