نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۱۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نور چشمست او به او بینیم

لاجرم جمله را نکو بینیم

ما چو احول نه ایم ای بینا

کی چو احول یکی به دو بینیم

آینه گر هزار می نگریم

خود و محبوب روبرو بینیم

مجمع زلف او پریشان شد

حال مجموع مو به مو بینیم

آفتابی به ماه می یابیم

بلکه او را به نور او بینیم

موج بحریم و سو به سو گردیم

آب در دیده سو به سو بینیم

همه عالم چو نعمت الله است

غیر او را بگو که چو بینیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مشاهده و درک زیبایی‌های عالم و عشق الهی است. شاعر به زیبایی‌های چهره محبوب اشاره می‌کند و می‌گوید که در هر چیزی، خود و محبوب را می‌بیند. او بر این باور است که اگر کسی به این حقیقت نرسد، همچون کسی دچار کوری است که نمی‌تواند زیبایی‌ها را در دو بعد ببیند. به طور کلی، شاعر تلاش می‌کند تا نشان دهد که همه چیز در عالم، نعمت الهی است و در نهایت، تنها زیبایی الهی را باید دید و شناخت.