نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۲۲۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در خرابات مغان دارم مقام

باده می‌نوشم ز جام جم مدام

جام و باده هر دو یک رنگ آمدند

من ندانم کین کدام است آن کدام

دولتی دارم به یمن وصل او

این سعادت بین که دارم بر دوام

نور و ظلمت هر دو را بگذاشتم

این یکی را با حلال آن حرام

با تمام و ناتمامم کار نیست

گرچه در کار است تمام و ناتمام

عاشقان را بار دادم در حرم

گر توئی عاشق در این خلوت خرام

سید و بنده چو آمد در میان

صورت و معنی یکی شد والسلام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی حالتی از سرخوشی و روحانیت است که شاعر در خرابات مغان تجربه می‌کند. او در حال نوشیدن باده از جام جم، به تصورات و وحدت میان این دو می‌اندیشد. شاعر به دولت و خوشبختی‌ای اشاره می‌کند که به واسطه‌ی وصال محبوب به دست آورده و از دنیای نور و ظلمت فاصله گرفته است. او در این لحظه نه به کامل و نه به ناتمام بودن کارها توجهی دارد و عشق را در فضای حرم احساس می‌کند. در نهایت، او به یکی شدن صورت و معنی در وجود سید و بنده اشاره می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که همه چیز به هم مرتبط است.