غزل شمارهٔ ۱۲۸۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از ما مکن کنار که مائیم در میان
ما را کنار گیر که آئیم در میان
نوری از آن کنار به ما رو نمود باز
روشن چو آفتاب نمائیم در میان
گر نه مراد اوست که گیریم در کنار
با این و آن همیشه چرائیم در میان
بسته کمر به خلوت میخانه می رویم
آنجا میان خویش گشائیم در میان
عشقست جان عاشق و دل زنده ایم ما
مائیم حی و عشق نمائیم در میان
عاشق کنار دارد و معشوق هم کنار
عشقیم و آمدیم که مائیم در میان
سید موحدیست که سلطان گدای اوست
اندیشه کج مبر که گدائیم در میان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و تعلق خاطر عاشق به معشوق اشاره دارد. شاعر از نزدیکی و ارتباط خود با معشوق میگوید و تأکید میکند که باید در کنار هم باشیم تا زندگی و عشقمان شکوفا شود. وی به اهمیت عشق و حضور معشوق در زندگیاش اشاره میکند و میگوید که عشق جان اوست. همچنین به مفهوم دوستی و ارتباط انسانی پرداخته و عشق را به عنوان نیرویی حیاتی در زندگی معرفی میکند. نهایتاً، شاعر به مقام و شخصیت خود به عنوان گدای عشق نیز اشاره دارد.