غزل شمارهٔ ۱۲۸۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عالم سر آبی و سرابیست نظر کن
بنگر که سرآب و سرابیست نظر کن
نقشی و خیالیست از آن رو که خیالیست
در دیدهٔ ما صورت خوابیست نظر کن
اما نظری کن به حقیقت که توان دید
عالم همه چون آب و حبابیست نظر کن
آبست و حبابست درین بحر هویدا
این هر دو به هم جام و شرابیست نظر کن
گر در یتیم است و گر لؤلؤ لالاست
در اصل همه قطرهٔ آبیست نظر کن
هر ذره که بینی به تو خورشید نماید
روشن بنگر ماه نقابیست نظر کن
در کوی خرابات بجو سید ما را
می بین که چه خوش مست خرابیست نظر کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف دنیای فانی و مقایسه آن با آب و حباب میپردازد. شاعر به ما گوشزد میکند که عالم تنها یک سراب و توهم است و حقیقت باید از ورای این خیالات دیده شود. او توضیح میدهد که همه چیز در این دنیا مانند آب و حباب است، و در نهایت به این نتیجه میرسد که هر چیزی جزئی از یک کل بزرگتر است. شاعر همچنین به اهمیت جستجوی حقیقت و ارتباط با معنویات اشاره دارد و تاکید میکند که در دنیای پر از ظواهر، اصل همه چیز به یک قطره آب برمیگردد. در نهایت، شعر به اهمیت یافتن معشوق حقیقی در دنیای مادی اشاره میکند.