نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳۵۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جان عاشق نجوید الا هو

دل عاشق نپوید الا هو

غنچهٔ شاخ گلشن لاهوت

هیچ بلبل نبوید الا هو

منی ما به آب رحمت خویش

هیچ راحِم نشوید الا هو

من کیم تا زبان من گوید

سخن از من نگوید الا هو

مست عاشق نخواهد الا دوست

نعمت الله نگوید الا هو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق به خداوند است. شاعر تأکید می‌کند که جان و دل عاشق تنها به سوی حق می‌تپد و هیچ‌چیز غیر از او نمی‌تواند روح را به پرواز درآورد. او به تصویر کشیدن گل و بلبل نیز اشاره می‌کند که در این عالم، هیچ زیبایی و رحمت جز رحمت الهی وجود ندارد. در نهایت، شاعر می‌گوید که تنها خداوند است که می‌تواند سخن را از او بشنود و به او پاسخ دهد. عشق حقیقی تنها به دوست (خدا) منتهی می‌شود و هیچ‌کس جز او نعمت‌های واقعی را نمی‌تواند عطا کند.