غزل شمارهٔ ۱۳۸۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده
در دیدهٔ سرمست نظر کن که پدیده
مستانه دو بیتی ز سر ذوق بگفتم
خود خوشتر از این قول که گفته که شنیده
تا ظن نبری گفتهٔ من شعر فلان است
الهام الهی است که از غیب رسیده
میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان
جام می ما بر همه میخانه گزیده
رندی که در این کوی مغان خوش به کمال است
از قصهٔ بیگانه و از خویش رهیده
جان در تن ما عشق نهاده به امانت
گر میطلبد هان بسپاریم به دیده
خوش باشد اگر عمر عزیز به سر آری
در بندگی سید و اخلاق حمیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت خیال و عشق اشاره دارد. شاعر در ابتدا به تصویری خوش نقش از عشق و زیبایی در دیدهی خود اشاره میکند و از احساس سرمستی و شادی در بیان اشعارش سخن میگوید. او تأکید میکند که شعرش الهامی از غیب است و مرتبط با شعر شاعران دیگر نیست. همچنین میخانه را به عنوان محلی برای رندان و خوشگذرانها معرفی میکند و به مقام رندی که از دنیای مادی فاصله گرفته، اشاره دارد. در نهایت، شاعر بر اهمیت عشق و بندگی در زندگی تأکید میکند و لذت زندگی را در خدمت به اخلاق نیک و محبت میبیند.