غزل شمارهٔ ۱۴۱۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما نقش خیال تو نگاریم به دیده
در دیدهٔ ما بین که توان دید به دیده
نوریست که در دیدهٔ ما روی نموده
روشنتر از این دیدهٔ ما دیده که دیده
در دیدهٔ اهل نظر آن لعبت خندان
بگرفته خوشی گوشه و جائی بگزیده
یک نقطه محیط است که در دور درآمد
این دایره خطیست از آن نقطه کشیده
در آینهٔ خلق نظر کردم و دیدم
عینیست عیان گشته به اخلاق حمیده
هر ذره که که بینی به تو خورشید نماید
آن ذره رسولیست که از غیب رسیده
ذوقی است در این گفتهٔ سید که چه گویم
خود خوشتر از این قول که گفته که شنیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و محبت میپردازد. شاعر به نقش خیال و تصویر معشوق در ذهن خود اشاره میکند و میگوید که این خیال به اندازهای روشن و تاثیرگذار است که میتواند در دیدگان او نمایان شود. او به وجود نوری اشاره میکند که در درونش تابیده و از آن منابع الهام میگیرد. همچنین، شاعر از زیباییها و خوشیهای موجود در رفتار و منش معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که هر ذره از وجود او، مثل خورشیدی درخشان است که پیامآور این زیباییهاست. در نهایت، شاعر بیان میکند که این احساس و بیان زیبایی، فراتر از کلمات است و خود این بیان نیز لذتبخش است.