غزل شمارهٔ ۱۴۱۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خیالش نقش می بندد به دیده
چنان نقش و چنین دیده که دیده
منور شد به نورش دیدهٔ ما
نظر فرما در این دیده به دیده
عنایت بین که الطاف الهی
چنین حسن لطیفی آفریده
در این دور قمر حاکم به حکمت
خطی بر ماه تابنده کشیده
ملک صورت به خلق بی نظیرش
ملک سیرت به اخلاق حمیده
به رندان می دهد ساقی سرمست
به ما خمخمانه میرانش رسیده
مجرد کیست در عالم چو سید
کسی کز قید عالم وارهیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأمل در زیباییهای الهی و آثار آن در عالم است. شاعر با اشاره به نقش و نوری که این زیباییها به چشم انسان میدهند، به لطافت و حسن آفریدههای خداوند پرداخته و نشان میدهد که چگونه حکمت و جمال در این دنیا نمایان است. همچنین، اشارهای به معنویت و رهایی از قید و بندهای دنیوی دارد و به شخصیتهای برجستهای چون سید اشاره میکند که از محدودیتهای دنیا آزاد هستند. در نهایت، شعر هم به لذتبخشی و سرمستی که از این زیباییها ایجاد میشود، اشاره میکند.