غزل شمارهٔ ۱۴۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم است
با ما حریفی می کند یاری که با ما محرم است
مست شراب عشق از ذوق خوشی دارد مدام
یک جرعه ای ازجام او خوشتر ز صد جام جم است
ما در خرابات مغان رندانه خوش می می خوریم
شادی مست عاشقی کز جمله عالم بی غم است
دارم دلی چون آینه دلدار دارد در نظر
در آینه پیدا شده حسنی که اسم اعظم است
نور دو چشم عالم است نقش خیال روی او
نقش خیال روی او نور دو چشم عالمست
در مجلس سلطان ما نقل و شراب بی حد است
دُردی درد او که آن در بزم این سلطان کمست
گر یک دمی همدم شوی با سید سرمست ما
در جام می بنمایدت ساقی که با ما همدمست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی به وصف عشق و حال و هوای عاشقانه پرداخته است. شاعر از ارتباط عمیق و نزدیک عاشق با معشوق سخن میگوید و لحظات خوشی که در کنار او دارد را توصیف میکند. مستی ناشی از عشق و شادی ناشی از این ارتباط را به تصویر میکشد و میفرماید که در خرابات، با دوستانش به خوشگذرانی مشغولند. دل شاعر همچون آینهای است که زیبایی معشوق را منعکس میکند و نشاندهد که عشق حقیقی و معشوق برتر از هر چیز دیگری است. در نهایت، شاعر به دعوت از دیگران برای پیوستن به این مجلس شادمانی و عشق میپردازد.