غزل شمارهٔ ۱۵۲۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
نیست مرا در نظر در دو جهان جز یکی
هست یقینم یکی نیست در آن یک شکی
وهم خیال دوئی نقش کند بر ضمیر
ظن غلط می بری نیست شکی در یکی
در دو جهان یک وجود آینه اش صدهزار
ذات یکی بی خلاف هست صفاتش یکی
موج و حبابست بحر آب ز روی ظهور
لیک نظر کن به ما در همگان نیککی
میر خرابات عشق زنده دلی سیدی
ساقی سرمست ماست خدمت خانی بکی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان وحدت وجود و یکتایی خداوند میپردازد. شاعر تاکید میکند که در دو جهان، جز یک حقیقت وجود ندارد و وجود واحد هیچ شکی در آن نیست. او میگوید که تصور دوگانگی در ذهن انسان ناشی از وهم و خیالات است. در واقع، ذات خداوند بدون اختلاف است و صفات او نیز یگانهاند. همچنین، شاعر با تشبیه به دریا و حباب، به این نکته اشاره میکند که فارغ از ظواهر، همه چیز به یک وجود برمیگردد. در نهایت، او به عشق و سرمستی ناشی از آن اشاره میکند و به مقام سیدی در این راه اشاره میکند.