غزل شمارهٔ ۱۵۴۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خراباتست و رندان لاابالی
حریفان سر خوشان لاابالی
در میخانه را خمّار بگشود
صلای میخواران لا ابالی
حضور شاهد غیب است اینجا
ندیمان همدمان لاابالی
بگو ای مطرب عشاق بنواز
نوای بیدلان لا ابالی
به دور چشم مست ساقی ما
حیاتی یافت جان لاابالی
ز سرمستان کوی عشق ما جو
نشان عاشقان لاابالی
درون خلوت سید شب و روز
بود بزمی از آن لاابالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف فضای شاداب و بیخیالی در خرابات و میخانه میپردازد. رندان و میخواران، با روحیهای سرخوش و آزاد، در حال جشن و شادی هستند. حضور شاهد غیبی در اینجا احساس میشود و ندیمان و دوستان این جمع، همگی از بیخیالی و خوشحالی لذت میبرند. شاعر از مطرب میخواهد که با نواهایش دل عاشقان را شاد کند، و همچنین فضایی را توصیف میکند که در آن، عشق و زندگی خاصی در جریان است. در نهایت، این شعرتأکید دارد بر لذت و آزادی در عشق و خوشیهای زندگی.