غزل شمارهٔ ۱۹۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست
در دیدهٔ ما بیند چشمی که به حق بیناست
گر شخص نمی بینی در سایه نگر باری
همسایهٔ او مائیم این سایه ازو پیداست
تا صورت خود بیند در آینهٔ معنی
معنی همه عالم در صورت او پیداست
ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیم
ما طالب و او مطلوب وین طرفه که او با ماست
موجیم در این دریا مائیم حجاب ما
چون موج نشست از پا مائی ز میان برخواست
هر بنده که می بینی دریاب که سلطانیست
هر قطره ز جود او چون درنگری دریاست
گفتار خوشم بشنو کز ذوق همی گویم
گر بنده ز خود گوید سید به خدا گویاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شاعر در این شعر به بررسی رابطه ما با خداوند و وجود او در همه جا میپردازد. او میگوید که هر چیزی که میبینیم نشانی از وجود خداوند دارد و خود ما نیز تنها در سایهی او هستیم. همگی در جستجوی او هستیم و او نیز همیشه با ماست. همچنین، اشاره میکند که هر انسانی در حقیقت در برابر خداوند مقام والایی دارد و مانند دریا به عظمت است. در نهایت، او بر اهمیت شناخت مقام انسانی و ارتباط با خداوند تأکید میکند.