نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

منزل صاحبدلان صُفّهٔ صدق و صفاست

گوشهٔ اهل نظر خلوت خاص خداست

سایهٔ آزادها بر سر کوی مغان

صومعهٔ صوفیان خانقه و جای ماست

در حرم ما در آ محرم مستانه شو

میکدهٔ عاشقان با تو بگویم کجاست

ماه من اندر سما آمده رقصان دگر

جان و دل از بهر او ذره صفت بر هواست

هر دم چشمت از آن دارمش اندر نظر

هر که چو سید ندید دیدهٔ جانش عماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف منزلی می‌پردازد که مملو از صفا و صداقت است و مکان خاصی برای اهل نظر و معرفت به شمار می‌رود. او به سایه آزادگان اشاره می‌کند که بر سر کوی مغان قرار دارد و مکانی برای صوفیان و عاشقان به حساب می‌آید. شاعر دعوت می‌کند که در حرم عشق و میکده عاشقان، حضوری گرم داشته باشیم. همچنین او به زیبایی و رقص ماهی که در آسمان ظاهر شده، اشاره می‌کند و ابراز می‌دارد که دل و جان او برای او به پرواز در آمده است. در نهایت، شاعر به فردی اشاره می‌کند که چشمانش در جستجوی زیبایی واقعی است و کسانی که چون سید از آن زیبایی غافلند، در حقیقت نابینا هستند.