نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۴۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

معنی او نمود در صورت

نه به یک صورتی به هر صورت

چشم ما تا جمال معنی دید

معنئی بیند و دگر صورت

ذره ذره چو نور می بینم

آفتابی بود قمر صورت

باده می نوش و جام را دریاب

معنئی بین و مینگر صورت

هر چه بینیم صورت عشق است

لاجرم عاشقیم بر صورت

چون که معنی ماست صورت او

نور چشمست و در نظر صورت

جام گیتی نماست سید ما

نعمت الله نموده در صورت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر، به بررسی رابطه میان معنی و صورت می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که عشق و زیبایی در واقعیت به صورت‌ها تجلی می‌یابد، اما عمق واقعی آن در معنی است. او بیان می‌کند که وقتی ما به زیبایی‌ها می‌نگریم، در حقیقت به معانی عمیق‌تری دست می‌یابیم. شاعر همچنین از نور و زیبایی به عنوان نمادهایی برای عشق یاد می‌کند و می‌گوید که صورت یک جلوه از آن حقیقت و معنی عمیق‌تر است. در انتها، به لذت نوشیدن باده و زیبایی‌های زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که همه آنچه می‌بیند تنها یک بروز ظاهری از عشق است.