غزل شمارهٔ ۴۵۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در کوی خرابات نشستم به سلامت
سر حلقهٔ رندانم و فارغ ز ملامت
خوش خانهٔ امنی است بیائید و ببینید
مستان همه خوش ایمن و یاران به سلامت
زین خلوت میخانه به جائی نتوان رفت
نه یک دو سه روزی نروم تا به قیامت
هر کس که ازین مجلس ما روی بتابد
جاوید ندیمش نبود غیر ندامت
گر زاهد مخمور مرا قدر نداند
بسیار عزیزم بر رندان به کرامت
هر ذره که بینی به تو خورشید نماید
روشن نتوان دید نظر کن به تمامت
خوش جام حبابیست که پرآب حیاتست
می نوش و غنیمت شمر آن جام مدامت
اعیان چو همه صورت اسمای الهند
نامی طلب ای خواجه که نامی است به نامت
گر بنده سید شوی و یار حریفان
سلطان جهان یار شود بلکه غلامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف فضایی پر از شادی و آرامش در میخانه میپردازد. او خود را در جمع رندان و مستان مییابد و از ملامت و قضاوت دیگران بیخبر است. شاعر دعوت میکند تا دیگران نیز به این مکان خوشنوش بیایند و از آنجا لذت ببرند. او تأکید میکند که در این خلوت نمیتوان به جایی دیگر رفت و این حالت تا ابد ادامه خواهد داشت. همچنین، شاعر به ارزش و اهمیت رندان اشاره دارد و میگوید که اگر زاهدی او را نادیده بگیرد، برای رندان ارزشمند است. در نهایت، او به نوشیدن می و زیادی از زندگی اشاره میکند و بر اهمیت این لحظات میافزاید.