غزل شمارهٔ ۴۵۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
مستیم و خرابیم و گرفتار خرابات
سرگشته در آن کوچه چو پرگار خرابات
هر کس پی کاری و حریفی و ندیمی
ما را نبود کار به جز کار خرابات
سر حلقهٔ رندان سراپردهٔ عشقیم
هم صحبت ما خدمت خمار خرابات
از عقل مجو صورت میخانهٔ معنی
از ما طلب ای یار تو اسرار خرابات
در زمزمهٔ مطرب عشاق کلامم
حیران شده ات بلبل گلزار خرابات
از غیرت آن شاهد سرمست یگانه
دیّار نمی گنجد در دار خرابات
ایام به کام است و حریفان به مرادند
از بندگی سید سردار خرابات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از غزلهایی با مضامین عاشقانه و وجودی است که به حال و هوای زندگی در "خرابات" (محل میخانه و عشق) اشاره دارد. شاعر خود را در حال مستی و سرگشتگی توصیف میکند و میگوید که همه در جستجوی چیزی هستند، اما او فقط به کار و حال خرابات مشغول است. در اینجا، خرابات به معنای عشق و جمعبودن رندان دلداده شده است. شاعر به زیباییهای عشق و رمز و رازهای آن اشاره میکند و میگوید که عقل نمیتواند به عمق معنا برسد. در نهایت، او به شادی و خوشی جاری در جمع دوستان و رندان اشاره دارد و از زندگی و لحظات خوش در کنار دیگران سخن میگوید.