غزل شمارهٔ ۴۵۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تبخال زده بر لب من خسته از آن است
گویی که چو من بر لب شیرین نگران است
صد بوسه زده بر لب من خسرو شیرین
چون دید که حال لب دل خسته چنان است
گر زانکه نزد بر لب من بوسه دل آرام
بر لعل لب ما تو بببین کاین چه نشان است
از اشک شکر بار من بوسه بسی داد
جوشیدن این لب همه شیرینی آن است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیتها به تبخال روی لب خود اشاره میکند و از احساس خستگی و نگرانی ناشی از آن صحبت میکند. او به بوسههای زیادی که بر لبش زده شده، اشاره میکند و حال دل خسته خود را با این بوسهها توصیف میکند. او از تاثیر اشک و شکر بر بوسههایش میگوید و در نهایت به شیرینی لبهایش اشاره میکند که نتیجه عشق و احساساتش است.