نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خوش بود گر این دوئی یکتا شود

آفتاب حسن او پیدا شود

غیر نور او نیاید در نظر

چشم ما از نور او بینا شود

آ چشم ما به هر سو شد روان

ِآید آن روزی که آن دریا شود

بحر می گوید به آواز بلند

آنکه او از ماست با مأوا شود

عارفی کَز هر دو عالم بگذرد

بر در یکتای بی همتا شود

در خرابات مغان رندی که شد

عاقبت سر دفتر غوغا شود

هر که بوسد آن لب شیرین او

همچو سید لاجرم گویا شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی یک حقیقت ناب اشاره می‌کند که اگر دوگانگی‌ها از بین بروند و اتحاد در یگانگی برقرار شود، آفتاب زیبایی و حقیقت الهی نمایان خواهد شد. در این حالت، نور او تنها چیز قابل دیدن خواهد بود و چشم‌ها از این نور روشن می‌شوند. شاعر به امید روزی اشاره می‌کند که این یگانگی محقق شود و دریای حقیقت جاری گردد. همچنین، عارفی که از این دو عالم عبور کند و به درگاه یکتای بی‌همتا برسد، به مقام و منزلت خاصی خواهد رسید. در نهایت، بوسیدن لب شیرین محبوب، سبب کسب درک و حقیقت می‌شود. این اشعار عمیقاً به عشق و جستجوی حقیقت اشاره دارند.