نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یار سرمست است و ما را می‌کشد

دوستان را بی‌سر و پا می‌کشد

آمد آن موج محیط عشق او

خوش‌خوشی ما را به دریا می‌کشد

می‌کشد ما را به میخانه مدام

خاطر ما هم به مأوا می‌کشد

در کش خود می‌کشد دلکش مرا

زان کشش جانم به آنجا می‌کشد

از بلا چون کار ما بالا گرفت

مبتلا را دل به بالا می‌کشد

هرکجا او می‌کشد ما می‌رویم

کشته‌ایم و حق تعالی می‌کشد

نعمت الله می‌رود دامن‌کشان

جذبه‌ای دارد که دل‌ها می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و کشش آن به سمت خود می‌باشد. شاعر به حالت سرمستی و شوق به عاشق اشاره می‌کند که دوستان را نیز به سوی خود می‌کشاند. عشق، همانند موجی، خوشی‌ها را به دریا می‌برد و افراد را به میخانه می‌کشاند. همچنین عشق، دل شاعر را با کشش خاصی به سمت خود می‌برد و در شرایط سخت، دل را به آرامش می‌رساند. در نهایت، شاعر به قدرت و جذب کنندگی عشق اشاره می‌کند که همه را به خود می‌کشاند.