غزل شمارهٔ ۵۳۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مدام جام می او حیات می بخشد
همیشه همت او کاینات می بخشد
کمال بخشش ساقی نگر که رندان را
شراب و جام ز ذات و صفات می بخشد
دلت به دردی دردش دوا کن و خوش باش
که خسته ای و دم او شفات می بخشد
چه قدر خرقه که زنار بر میان داریم
به جای کعبه به ما سومنات می بخشد
بیا که زنده دلان کشتگان معشوقند
اگر تو کشتهٔ اوئی به مات می بخشد
دل یگانه من عاشقانه در دو سرا
برای یک جهتی شش جهات می بخشد
هزار رحمت حق بر روان سید ما
که روح او دل ما را حیات می بخشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به وصف خاصیت زندگیبخشی و انرژیدهی شراب و ساقی اشاره دارد. شاعر به تحلیل بخشش و نعمتهایی که این اشیاء به رندان و عاشقان میدهند میپردازد. او به درد و رنج دلها و راه درمان آنها از طریق عشق و ارتباط با معشوق اشاره دارد. همچنین، او به مفهوم توحید و یکدلی در عشق اشاره میکند و در انتها، به رحمتهای الهی و تأثیر روح سید بزرگوار بر قلب مومنان اشاره دارد که به آنها حیات و نشاط میبخشد.