غزل شمارهٔ ۵۶۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عاشق و یار خویش خوش باشد
دل و دلدار خویش خوش باشد
زاهد و زهد و رند و میخواری
هر کس و کار خویش خوش باشد
بلبل مست و عاشق شیدا
خود و گلزار خویش خوش باشد
بار عشقش نهاده ام بر دل
می کشم بار خویش خوش باشد
عاشقانه به دُردی دردش
کرده تیمار خویش خوش باشد
عشقبازی است کار دل دائم
دل به کردار خویش خوش باشد
نعمت الله خوش بود با من
یار با یار خویش خوش باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان شادی و رضایت از عشق و ارتباط دلدار و عاشق میپردازد. در اینجا اشاره میشود که هر فرد باید از دوست و عشق خود خوشحال باشد، چه زاهد باشد یا رند. بلبل عاشق خوش است در کنار گلزارش و شاعر نیز با بار عشقش زندگی میکند. او معتقد است که عشق ورزی و رسیدگی به دردهای عاشقانه زیباست و از نظر نعمتالله، هر کس باید با یار خود خوش باشد.