نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۷۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

کرمش گنج بی کران باشد

آب رحمت به جام جان باشد

نقد گنجینهٔ حدوث و قدم

بر سر و پای عاشقان باشد

ابر چون آبروی دریا دید

آب بر روی ما روان باشد

خوش گلابی به صورت و معنی

بر رخ خوب همگنان باشد

می چو در جام ریخت ساقی ما

هر چه در جام باشد آن باشد

رشحهٔ نور خود به ما پاشید

ابداً بر همه چنان باشد

نعمت الله جواهر توحید

بر سر جمله عاشقان باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره رحمت و نعمت‌های الهی است. کرم خداوند بی‌پایان و آب رحمت او روح و جان مخلوقات را سیراب می‌کند. عشق و محبت در وجود عاشقان به مانند گنجی گرانبهاست. ابر به عنوان نمادی از رحمت، بر روی زمین جاری می‌شود و زیبایی و معنای واقعی را به همگان می‌دهد. ساقی به مانند می‌نوشی دل‌چسب است که هرچه در جام خود می‌ریزد به عشق و محبت مربوط می‌شود. نور و برکت الهی بر عاشقان می‌تابد و نعمت‌های توحید خداوند بر سر همه گشوده است.