نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۱۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد

سبک از هر طرفی فتنه دوان برخیزد

کر کلاله ز گل چهره براندازی باز

ناله از جان و دل پیر و جوان برخیزد

سر و بالای تو گر سوی چمن میل کند

ناودان از سر پا رقص کنان برخیزد

اثر شمع تجلیست ولی دریابد

که چو پروانه روان از سر و جان برخیزد

عاشقی بر سر کوی تو نشیند که به عشق

عاشقانه ز سر هر دو جهان برخیزد

کشتهٔ عشق تو گر بوی تو یابد در خاک

به هوای تو چو گل جامه دران برخیزد

چشم سید که حجابیست میان من و تو

خوش بود گرچو حجابی ز میان برخیزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و تاثیرگذاری چشم محبوب اشاره دارد و بیانگر احساسات عمیق عشق و شور و شوق است. شاعر از بیداری محبوب سخن می‌گوید و از تاثیر آن بر دنیا و جان انسان‌ها می‌نویسد. با بیدار شدن چشم محبوب، همه چیز به جنب و جوش درمی‌آید و عشق و زیبایی در دل‌ها شعله‌ور می‌شود. شاعر از تاثیر وجود محبوب بر طبیعت و انسان‌ها می‌گوید و آرزو دارد که موانع بین خود و محبوب برطرف شود تا عشق واقعی و خالص محقق گردد.