غزل شمارهٔ ۶۲۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر کجا ساغری است می دارد
جام بی باده رند کی دارد
هر کجا صورت خوشی بینی
معنئی از جمال وی دارد
دل مستم مدام می نوشد
گوش جان بر نوای نی دارد
گر نه آب حیات می نوشم
نفسم دل چگونه حی دارد
نعمت الله را به جان جوید
هرکه میلی به جام می دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از شراب و لذتهای زندگی میپردازد. شاعر بیان میکند که هر کجا ساغری باشد، شخص رند و خوشذوق از جام بیشراب نمینوشد. او زیباییها را به معنای عمیقتری مرتبط میسازد و میگوید دل مست و شاداب او دائماً از لذتها مینوشد. همچنین اشاره میکند اگر آب حیات را نداشته باشد، نفسش چگونه میتواند زنده باشد. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که هرکس میل به خوشی و لذت داشته باشد، میتواند نعمتهای الهی را درک کند.