غزل شمارهٔ ۶۶۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خواجه آنجا فقیر خواهد بود
بنده آنجا امیر خواهد بود
پادشاه حقیقت است انسان
عقل آنجا وزیر خواهد بود
در چنین قریه ای که ماهان است
نفس آنجا گزیر خواهد بود
هیچ دانی که این فغان ز کجاست
بانگ خواجه به شیر خواهد بود
هر که خود را عظیم می گیرد
پیش مردان حقیر خواهد بود
وانکه اینجا صغیر و خوار بود
در قیامت کبیر خواهد بود
سید ما به نور حضرت او
همچو بدر منیر خواهد بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، خواجه (انسان) در دنیای حقیقی در فقر و ذلت قرار دارد، اما در آنجا (آخرت) به مقام امیری دست مییابد. انسان در این دنیا پادشاه حقیقت است و عقل به عنوان وزیر در آنجا خدمت میکند. در جامعهای که افراد با ارزشاند، نفس آدمی نجات خواهد یافت. فریاد خواجه به مثابه صدایی قوی و مؤثر است. آن که خود را بزرگ میبیند در مقابل مردان حقیر میشود و کسی که در این دنیا کوچک و خوار است، در روز قیامت به مقام بزرگی خواهد رسید. در نهایت، سید (پیامبر یا ولی) به نور الهی روشنایی خواهد بخشید.