غزل شمارهٔ ۶۷۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لطف ساقی بسی کرم فرمود
در میخانه ای به ما بگشود
هر چه در غیب و در شهادت بود
بود و نابود را به ما بنمود
جام گیتی نما هویدا کرد
می خمخانه را به ما پیمود
آتش عشق اوست در دل ما
خوش بود آتشی چنین بی دود
هو هو لا اله الا هو
لیس فی الدار غیره موجود
از ازل تا ابد عنایت او
بود با بندگان و خواهد بود
نعمت الله حریف و ساقی او
هر که آمد به بزم ما آسود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
ساقی با لطف و مهربانی خود، در میخانه را به روی ما گشود و هر آنچه در عالم غیب و شهادت وجود دارد را به ما نمایش داد. او رازهای جهان را نمایان کرد و عشقش همچون آتشی پاک و بیدود در دل ما شعلهور است. در اینجا تنها اوست که وجود دارد و از آغاز تا پایان همواره به بندگانش عنایت دارد. نعمتهای او ما را در این بزم آسایش میدهد و هر کسی که به این جمع بپیوندد، آرامش و خوشحالی را تجربه میکند.