غزل شمارهٔ ۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ظهور سلطنت عشق او است در دو سرا
در آن سرا قدمی نه در آن سرا به سرآ
چو او است در دو سرا غیر او نمی بینم
منم که از دل و جان عاشقم به هر دو سرا
جمال او است که در دو آینه نماید روی
نظر به دیدهٔ ما کن ببین به شاه و گدا
مدام همدم جام شراب خوش باشد
بیا و همدم ما شو دمی به ذوق بیا
دلم به گوشهٔ میخانه می کشد هر دم
چنانکه خاطر زاهد به جنت المأوا
به سوی ما نظری کن به چشم ما بنگر
که عین ما است کز او آبرو دهد ما را
به نور دیدهٔ سید کسی که او را دید
به هر چه می نگرد نور او بود پیدا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بررسی عشق و جمال محبوب میپردازد و بیان میکند که عشق او در هر دو عالم وجود دارد. شاعر تاکید میکند که وجود او در تمامی جوانب زندگی اثرگذار است و غیر او را نمیبیند. او همچنین به زیبایی محبوب اشاره میکند که در هر دو دنیا نمایان است. شاعر دعوت میکند تا عشق و محبت را تجربه کنند و از لذت زندگی بگویند، زیرا وجود محبوب باعث روشنی و آبرو برای همه میشود. در نهایت، شاعر به نور و جلوه محبوب اشاره میکند که در هر چیزی که دیده میشود، حضور دارد.