نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۰۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

نوری که خدا به ما نماید

در جام جهان نما نماید

آئینه چو صیقلش نکردی

روی تو به تو کجا نماید

این لطف نگر که پادشاهی

در صورت هر گدا نماید

رندانه به نوش دُردی درد

تا درد تو را دوا نماید

نقشی به خیال می نگارم

نقاش به نقشها نماید

در موج و حباب آب دریاب

کان جوهر ما به ما نماید

در دیدهٔ سیدم نظر کن

تا نور خدا تو را نماید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی به مفهوم نور و نمایش الهی اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که خداوند خود را در دنیای پیرامون و در دل انسان‌ها نشان می‌دهد. با اشاره به اینکه اگر آینه‌ای صیقل داده نشود، نمی‌تواند چهره را به نمایش بگذارد، به اهمیت آماده‌سازی دل برای درک جمال الهی می‌پردازد. همچنین، شاعر به لطف خدا اشاره می‌کند که در هر فردی، حتی در گداها نیز نشانه‌هایی از پادشاهی و بزرگی الهی وجود دارد. در نهایت، او به تصویرگری می‌پردازد که با خیال و افکارش نقوشی می‌تراشد و از سوی دیگر، ماهیت و جوهر حقیقی انسان را در ارتباط با خداوند نشان می‌دهد. پیام پایانی این است که با نگریستن در دل و دیدگان دیگران می‌توان نور خدا را مشاهده کرد.