غزل شمارهٔ ۷۳۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جام جم می خورم که نوشم باد
می خورم می خورم که نوشم باد
دُردی درد عشق مستانه
دم به دم می خورم که نوشم باد
می دهم بوسه بر لب ساغر
باده هم می خورم که نوشم باد
لطف ساقی شراب می بخشد
به کرم می خورم که نوشم باد
می خمخانهٔ وجود بذوق
در عدم می خورم که نوشم باد
می خورم می به شادی ساقی
نه به غم می خورم که نوشم باد
نعمت الله حریف و ساقی یار
جام جم می خورم که نوشم باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به نوشیدن شراب و لذتهای آن اشاره میکند. او با شوق و شعف میگوید که هر بار که مینوشد، انگار به زندگی و عشق نزدیکتر میشود. بوسه به جام شراب و محبت ساقی را بیان میکند و این نوشیدنی را منبع شادی و رهایی از غم میداند. در نهایت، شاعر به همراهی دوستان و حضور ساقی اشاره کرده و این تجربه را خاص و دلنشین میکند.