نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۵۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

واحد به صفات کثرت آمد

کثرت بالذات وحدت آمد

سیلاب محبتش روان شد

عالم همه غرق رحمت آمد

از جود وجود داد ما را

منعم همه عین نعمت آمد

ما کشتهٔ او و خونبها او

قیمت چو به قدر همت آمد

معشوق حریف و عشق ساقی

زان مجلس ما چو جنت آمد

دل آینه ، عشق آفتابی

این آینه ماه طلعت آمد

سید به ظهور بنده ای شد

سلطان چو گدا به خدمت آمد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وحدت و کثرت می‌پردازد و از آن به عنوان مفاهیم عمیق عرفانی یاد می‌کند. او بیان می‌کند که محبت الهی در جهان جاری است و رحمت خداوند تمامی موجودات را در بر گرفته است. شاعر بر رابطه عمیق میان معشوق و عاشق تأکید دارد و بیان می‌کند که عشق به نوعی زنده‌کننده است. دل انسان مانند آینه‌ای است که نور عشق را منعکس می‌کند. در نهایت، شاعر به ظهور شخصیت‌های برجسته در این عرصه اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که بزرگان در مقام خدمت به حقیقت و عشق قرار دارند.