غزل شمارهٔ ۷۶۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نوریست که آن نور به آن نور توان دید
هر دیده که آن دید یقین دان که چنان دید
جام می عشق است که در دور روان است
در دور قمر هر که نظر کرد روان دید
در آینه بنمود جمال و چه جمالی
خود را چه به خود دید ، به خود خود نگران دید
چشمی که نظر از نظر اهل نظر یافت
در هر چه نظر کرد همین دید و همان دید
بی نام و نشان شو که نشان نقش خیالیست
این نیست نشانی که تو گوئی به نشان دید
گوئی که مرا هست تمنای وصالش
نقشی و خیالی است که درخواب توان دید
نوریست که سید به همه خلق نماید
یاری که نظر کرد به هر دیده عیان دید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به زیبایی و عمیق بودن نور و دیدن اشاره دارد. شاعر میگوید که نوری وجود دارد که به وسیله آن میتوان حقیقت را دید. هر کسی که با چشم دل به این نور نگاه کند، حقیقت را به وضوح میبیند. جام عشق که در آن به دور قمر میچرخد، نماد عمیقترین احساسات است. در این آینه وقتی جمال حقیقی منعکس میشود، فرد خود را به واقعیترین شکل ممکن میبیند. شاعر همچنین تأکید میکند که اگر کسی به درستی ببیند، میتواند در هر چیزی همان حقیقت را ببیند. او از بینام و نشانی صحبت میکند که در واقع نشاندهنده خیالات است و به حقیقت وابسته نیست. در نهایت، به آرزوی وصال اشاره میکند که ممکن است فقط یک خیال باشد. این نور در واقع نشاندهنده حقایق عمیقتری است که با دید حقیقتجو، قابل مشاهده است.