نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۷۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چارپا در پی علف گردد

تا به وقتی که خود تلف گردد

آدمیئی که معرفت دارد

شک ندارم که خود خلف گردد

قطب عالم یگانه ای باشد

که چو ما جمله را کنف گردد

آشنای محیط بحر ازل

واقف از دُر و از صدف گردد

هر کسی میل جنس خود دارد

آن یکی گوهر این خزف گردد

شیرمردی به خنجر و شمشیر

مرد مطرب به نای و دف گردد

سید ما چو عف عفی فرمود

لاجرم این و آن معف گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به پیدایش خواسته‌ها و تمایلات انسان‌ها و موجودات اشاره می‌کند. او نشان می‌دهد که چگونه هر موجودی به دنبال چیزهایی است که به ماهیت او نزدیک‌تر است. چهارپایی به دنبال علف می‌گردد تا به سرنوشت خود برسد، اما انسان با معرفت به حقیقت‌های عمیق‌تری پی می‌برد و به سمت خودسازی و تعالی می‌رود. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هر کسی به سمت آنچه که متعلق به ذات و جنس خود است تمایل دارد، و این تمایل می‌تواند به شکل‌های مختلفی از جمله شجاعت یا هنر بروز کند. در پایان، با اشاره به سید و آیات الهی، به مفهوم الهی و راهنمایی اشاره می‌شود که باعث می‌شود افراد از خطاهای خود دور شده و به سمت حقیقت هدایت شوند.