نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۷۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در جهنم خراب می گردد

دیده ها پر ز آب می گردد

آن همه تخت و ملک را بگذاشت

این زمان در سراب می گردد

همچو سر گشته ای به گرما در

روز و شب در عذاب می گردد

سخت مخمور ماند میر قمر

همچنان بی شراب می گردد

رند مستی که یار سید ماست

نیک مست خراب می گردد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالت عذاب و پریشانی در جهنم می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که در جهنم همه چیز خراب می‌شود و چشم‌ها پر از اشک است. امکانات و ثروت‌ها دیگر کاربردی ندارند و انسان‌ها در عذاب به سر می‌برند، مانند یک سرگشته در گرما. همچنین به تشبیه می‌شود به میری که مستی او را در برگرفته و در همان حال او به حالتی بی‌شراب با عذاب ادامه می‌دهد. در نهایت، شاعر به رندی اشاره می‌کند که به دوست سید خود متعلق است و در حال خراب شدن به سر می‌برد.