نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۸۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

آنها که مقربان شاهند

بیرون ز سفیدی و سیاهند

تشریف صفات کرده در بر

وارسته ز جبه و کلاهند

بر تخت قدم شه قدیمند

در ملک حدوث پادشاهند

بسیار بلا کشیده اما

بگذشته زلا و لا الهند

بر تارک مهر چرخ تاجند

بر فرق سپهر عشق ماهند

معصوم و مجرد و سلیمند

آسوده ز طاعت و گناهند

مانند به ذات نعمت الله

نی افزایند و نی بکاهند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مقربان و درباریان شاه صحبت می‌کند. آنها از لحاظ ظاهری از سیاه و سفید فارغ هستند و مقام و مرتبه‌ای ویژه دارند. این افراد در بین پادشاهان و در سلطنت خود جایگاه بلندی دارند. هرچند سختی‌ها و بلاها را تجربه کرده‌اند، اما از دنیا و مشکلات آن عبور کرده‌اند. آنها نمادهایی از پاکی، بی‌گناهی و آزادگی هستند و از طاعت و گناه رها و آسوده‌اند. در نهایت، آنها به خاطر ذات الهی، نه چیزی به خود افزوده و نه چیزی از دست می‌دهند.