نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عاشقان درش از درد دوا یافته اند

خستگان غمش از رنج شفا یافته اند

باده نوشان سراپردهٔ میخانهٔ دل

جرعهٔ دُردی دردش چو دوا یافته اند

مبتلایان بلایش ز بلا نگریزند

گرچه از قامت و بالاش بلا یافته اند

نم چشم و غم دل قوت روان ساز ای جان

که کسان قوت از این آب و هوا یافته اند

عارفان بی سر و پا بر سر دارش رفتند

لاجرم اجر فنا دار بقا یافته اند

آن کسانی که چو ما غرقهٔ دریا شده اند

گوهر حاصل ما در دل ما یافته اند

همچو سید ز خود آثار خدا یافته اند

خود شناسان که مقیم حرم مقصودند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و درد اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عاشقان با تحمل درد، به شفا و آرامش می‌رسند. خستگان نیز از رنج خود به نوعی آرامش می‌رسند. همچنین، افرادی که در میخانه دل نوش می‌نوشند، دردهایشان برایشان به درمان تبدیل می‌شود. شاعر به افرادی اشاره می‌کند که با وجود مصائب و بلاها، از این تجربیات بهره‌مند می‌شوند و در نهایت به حقیقت و شناخت عمیق‌تری از خود و خدا می‌رسند. این شعر تأکید دارد بر اینکه رنج‌ها و دردها گاهی به رشد و کمال انسان منجر می‌شوند.