غزل شمارهٔ ۸۰۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مدام همدم جام شراب باشد رند
همیشه عاشق و مست وخراب باشد رند
حجاب زاهد بیچاره عجب طاعت اوست
ولی به مذهب ما بی حساب باشد رند
چو رند جام می بی حساب می نوشد
به نزد عقل کجا بی حساب باشد رند
لبش بر آب حیات و نهاده بر لب ما
مگر چو جام حباب پر آب باشد رند
به هر طریق که یابد رفیق راه رود
نماندهٔ سر آب و سراب باشد رند
به هیچ چیز نباشد مقید آن مطلق
کجا مقید علم و کتاب باشد رند
طریق رندی سید ز نعمت الله جو
که بی خطا رود و در صواب باشد رند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره رند (شخصی آزاداندیش و مرفه) است که همیشه در پی لذت و خوشی است و به مستی و عشق علاقه دارد. رند به شریعت و ظواهر توجهی ندارد و به بیحسابی زندگی میکند. او به دنبال صلح و آشتی با خود و دیگران است و به هیچ قید و بندی وابسته نیست. در واقع، رند نماد آزادی و زندگی بیحد و مرز است که به دنبال حقیقت و خوشبختی میباشد. در انتها، شاعر به رندان اشاره میکند که در مسیری درست و بیخطا قدم برمیدارند.