غزل شمارهٔ ۸۱۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک نظر در چشم مست ما نگر
ذوق اگر داری درین دریا نگر
سر فرو بردی چه بینی سایه ای
آفتاب ار بایدت بالا نگر
چشم ما روشن به نور او بود
نور او در دیدهٔ بینا نگر
بر در میخانه مست افتاده ایم
عاشقانه خوش بیا ما را نگر
گنج او جوئی بجو در کنج دل
نقد گنج پادشاه آنجا نگر
هر چه بینی مظهر اسمای اوست
یک به یک می بین و در اسما نگر
عارفانه سید مستان ببین
بندهٔ یکتای بی همتا نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف زیبایی و نشانههای وجود خداوند میپردازد. شاعر از ما میخواهد که نگاه عمیقتری به زندگی و عالم داشته باشیم و در آن، نشانههای الهی را ببینیم. او به ما میگوید که عشق و مستی در میخانهی وجود، ما را به درک عمیقتری از حقیقت میرساند. هر چیزی که میبینیم، تجلی اسمای خداست و باید با دل و دیدهای بینا به آنها توجه کنیم. شاعر به عاشقان و عارفان دعوت میکند که به درون خود نظر کنند و گنجهای معنوی را بیابند.