نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۲۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نظری کن در آن جمال نگر

حسن او بین و در کمال نگر

جام گیتی نما به دست آور

نور تمثال بی مثال نگر

ساغر می بنوش رندانه

آب سرچشمهٔ زلال نگر

همه عالمند از او به خیال

غیر او نیست این خیال نگر

عشق دارم که وصل او یابم

طلب و طالب محال نگر

در خرابات میر مستانیم

حکم ما و نشان آل نگر

نعمت الله را اگر یابی

اثر ذوق او و حال نگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و کمال وجود محبوب توجه می‌کند و از شنونده می‌خواهد که به آن جمال بی‌نظیر بنگرد. او به تأمل در دنیای اطراف و جلوه‌های زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که برای رسیدن به عشق واقعی باید از شوق و تمایلات گذشت. در عین حال، به می و مستی نیز اشاره دارد که نماد آزادی و رهایی از قید و بندهاست. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که اگر به نعمت‌های الهی دست یابیم، باید به حال و ذوق آن بزرگوار توجه کنیم.