غزل شمارهٔ ۸۱۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
یک نظر در چشم مست ما نگر
عین ما در عین این دریا نگر
میل ما داری به میخانه خرام
مجلس رندان ما آنجا نگر
صورت و معنی عالم را ببین
یک مسمی در همه اسما نگر
چشم نابینا نبیند روی او
نور او در دیدهٔ بینا نگر
در همه آئینه گر داری نظر
حضرت یکتای بی همتا نگر
رمز گنج کنت کنزاً را بدان
نقد گنجش را بجو اشیا نگر
ظاهر و باطن ببین ای نور چشم
نعمت الله در همه پیدا نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی عوالم مختلف و زیباییهای گوناگون میپردازد. شاعر از خواننده میخواهد که با نگاهی عمیق و آگاه، به زیباییها و حقیقتهای نهفته در جهان بنگرد. او به "مست" و میخانه اشاره میکند و تأکید میکند که باید به یک معنا در پس تمام اشیا و موجودات توجه کرد. همچنین، به اهمیت بینایی و درک عمیق از دنیا و وجود خداوندی یکتایی که در تمامی مظاهر وجود دارد، اشاره میکند. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا ظاهر و باطن را ببینیم و رحمت و نعمت الهی را در هر چیزی حس کنیم.