غزل شمارهٔ ۸۲۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
هر چه می بینی همه مطلق نگر
خلق را بگذار و جمله حق نگر
عشقِ او دریا و ما ماهی در او
حال این ماهی مستغرق نگر
عاشق و معشوق شد مشتق ز عشق
گر تو مشتاقی در این مشتق نگر
عشق او چون بلبل و جان برگ گل
گلستان و بلبل و رونق نگر
آیهٔ تنزیه و تشبیهش بخوان
این مقید بین و آن مطلق نگر
ما نه مائیم و نه او فافهم تمام
صورت و معنی این مغلق نگر
نعمت الله گوهر دریای ماست
گوهر دریا در این زورق نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مطلقنگری و عشق الهی اشاره میکند. او میگوید که جهان ظاهر همه اموری است که باید آنها را رها کرد و به حقیقت و ذات حق توجه داشت. عشق الهی را به دریا تشبیه میکند و انسان را مثل ماهی در آن دریا میبیند. عشق و معشوق در واقع از یک منبع نشأت میگیرند و هرچند عشق و اشتیاق وجود دارند، اما اصل واقعی در عشق الهی است. شاعر همچنین به زیبایی عشق و رابطه میان عاشق و معشوق اشاره میکند و میگوید که ما و حقیقتی که درک میکنیم، هر دو در این سیر الهی و معنوی قرار داریم. در نهایت، از گوهر وجود انسان میگوید که مانند گوهر دریاست و باید در این جهان مادی به عمق آن نگاه کرد.