غزل شمارهٔ ۸۲۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چهار حضرت در یکی حضرت نگر
نعمت الله بین و آن نعمت نگر
ما می میخانه را کردیم نوش
همدم ما شو دمی همت نگر
چشم بینا گر تو را داده خدا
چشم بگشا حضرت عزت نگر
عالمی را نقش بسته در خیال
گر نظر داری درین قدرت نگر
دنیی و عقبی به همدیگر ببین
در وجود این و آن حکمت نگر
رحمت او داده عالم را وجود
عام باشد رحمتش رحمت نگر
در خرابات مغان در نه قدم
سید مستان این حضرت نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تفکر و تأمل در وجود و نعمتهای الهی اشاره دارد. شاعر به چهار حضرت و مقام آنها توجه میکند و انسان را به دیدن حقیقت و نعمتهای خداوند دعوت میکند. او میگوید که اگر چشم بصیرت داری، باید به عظمت و زیباییهای خلقت نگاه کنی و درک کنی که دنیای مادی و معنوی به هم مرتبطاند. رحمت الهی، وجود عالم را پشتیبانی میکند و این رحمت عام و فراگیر است. شاعر در انتها به اهمیت بزرگداشت و احترام به شخصیتهای معنوی و مستان اشاره میکند.